حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير
آرشيو وبلاگ
  • آبان 1392
  • فروردین 1391
  • اسفند 1390
    دوشنبه 21 فروردین 1391 
    تولید ملی فرهنگ
    دیدگاه > ایران  - سیدمحمدهادی ایازی:
    1-امسال از سوی مقام معظم رهبری سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی اعلام شده است.

    نامگذاری سال‌ها از سوی معظم له براساس رویکرد کلی نظام و شناخت وضعیت ما در معادلات جهانی و داخلی است که نشان از تدبیر و روشن بینی ایشان دارد. فلسفه انقلاب اسلامی مبتنی بر ایجاد بنیادهای خویش باوری در چارچوب ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی است.

    شعار امسال نیز نشأت گرفته از آرمان‌های انقلاب اسلامی است که معمار آن امام خمینی(ره) بر خودباوری و اعتماد به مردم و سرمایه‌های ملی و داخلی تأکید داشتند. تأکید مقام معظم رهبری بر تولید ملی دارای یک نکته ظریف و در عین حال مهم است که باید به آن توجه شود. معظم له می‌فرمایند: شعار امسال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» است. ما باید بتوانیم از کار کارگر ایرانی حمایت کنیم؛ از سرمایه‌دار ایرانی حمایت کنیم و این فقط با تقویت تولید ملی امکان‌پذیر خواهد شد. سهم دولت در این کار، پشتیبانی از تولیدات داخلی صنعتی و کشاورزی است.

    سهم سرمایه داران و کارگران، تقویت چرخه تولید و اتقان در کار تولید است و سهم مردم ـ که به‌نظر من از همه اینها مهم‌تر است ـ مصرف تولیدات داخلی است. ما باید تلاش کنیم، این فرهنگ را برای خودمان نهادینه کنیم. فرهنگ‌سازی‌ این مقوله در جامعه ما که آمیزه‌ای درهم‌تنیده از ارزش‌های دینی و ملی است و تبدیل آن به یک باور برای اجرا و توفیق امری بسیار ضروری است، زیرا تحقق این شعار که در امتداد شعار سال گذشته - سال جهاد اقتصادی - است منوط به ایجاد فرهنگ مصرف داخلی و تولید فرهنگ ملی است.


    2-همانطور که ملاحظه شد مقام معظم رهبری بر فرهنگ‌سازی‌ در زمینه شعار امسال تأکید خاص فرموده‌اند. بدیهی است که فرهنگ‌سازی‌ از نظر معظم له به معنای تبلیغ صرف نیست بلکه فرهنگ‌سازی‌ نیاز به تأمل، تفکر و هم‌اندیشی دارد که این مقوله باید در حوزه فرهنگ پیگیری شود. از طرفی با توجه به منظومه اندیشه‌های مقام معظم رهبری، نامگذاری امسال را نباید صرفاً در چارچوب مناسبات اقتصادی و صنعتی محدود کرد و این نامگذاری و سیاست می‌تواند تفسیر موسع‌تری داشته باشد و به حوزه‌های فرهنگ نیز تسری یابد، زیرا معظم‌له فرهنگ را ثقل اکبر نامیده و فرموده‌اند «ثقل اکبر در اینجا فرهنگ است چون هم خود علم و آموزش و هم جهت‌گیری و کیفیت و رویکرد‌های مختلف آن، تحت‌تأثیر فرهنگ عمومی جامعه است»

    (فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری ص 585) تولید فرهنگ ملی و اسلامی نیز از نیازهای جدی برای جامعه ماست. صرف افتخار به میراث فرهنگی نیاکان و عدم‌تولید فرهنگی، گرهی از جامعه ما باز نمی‌کند و طبیعی است که آن اندوخته‌ها برای آیندگان کفایت نخواهد کرد. بنابراین باید به تولید ملی فرهنگ توجه کنیم تا از آثار و نتایج این عزم در تولید فرهنگی بتوانیم در آموزش مردم و فرهنگ‌سازی‌ برای مشارکت عمومی استفاده نماییم.

    3-یکی از ضعف‌های اساسی ما در حوزه فرهنگ، کم تولیدی محصولات و آثار فرهنگی است. به‌عنوان مثال هم‌اکنون در زمینه‌های تولید رمان در ابعاد مختلف دفاع مقدس، دینی و آیینی، اجتماعی و خانوادگی دچار کمبود هستیم. تحقیقات جدی در حوزه دین پژوهی و تولید مقالات و کتاب با توجه به نیاز مبرم جامعه به اینگونه تولیدات فرهنگی در حد و اندازه جامعه دینی و فرهنگی ما نیست. درحالی‌که در تولید و آفرینش اینگونه موارد می‌توان به تولید کتاب توسط اشخاصی چون استاد شهید مرتضی مطهری، دکتر شریعتی، علامه جعفری، علامه طباطبایی و... اشاره کرد که یک تنه جور یک جامعه را می‌کشیدند. این کمبود و نقصان را ما در حوزه مدیریت فرهنگی شهر با تمام وجود احساس می‌کنیم.

    امروزه هم در حوزه مدیریت فرهنگی شهر به‌طور جدی به تولید ایده و نظریه برای رفع آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی شهر نیازمندیم. سینما و تئاتر و سریال‌های ما نیز با کمبود فیلمنامه که خود مبتنی بر رمان، داستان و قصه است، روبه‌رو شده‌اند و از کیفیت قابل‌قبولی برخوردار نیستند. برای تغییر رفتار و فرهنگ‌سازی‌ در زمینه اقتصادی و مشارکت عمومی مردم در این عزم ملی و نیز برای تغییر الگوهای رفتاری و الگوی مصرف در حمایت از تولید ملی، ناگزیر به تولید ملی فرهنگ هستیم.

    4-اهل فرهنگ نیز دارای کار و سرمایه‌هایی هستند که احتیاج به حمایت جدی دارند تا در یک رابطه نزدیک و منطقی، دو حوزه نیاز انسان‌ها یعنی نیازهای اقتصادی و فرهنگی به شکوفایی و باروری برسد. حمایت از تولید ملی فرهنگ و کار و سرمایه‌های اهل فرهنگ باید در چارچوب شعار امسال مورد حمایت جدی نهادها و مسئولان مربوطه قرار گیرد. مدیریت شهری در حوزه فرهنگی و اجتماعی در حد توان و بضاعت خود آماده است کمافی‌السابق از تولید ملی و کار و سرمایه اهل فرهنگ حمایت کند تا از این مسیر به فرهنگ‌سازی‌ و در نتیجه مشارکت عمومی در تحقق شعار امسال کمک نماید.

     

    منبع:همشهری انلاین

     





     

     اخبار‌ بورس  - مهدی آزادواری:
    با نامگذاری سال‌جاری با عنوان تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، فعالان بازار سرمایه نیز در کنار سایر فعالان اقتصادی کشور وظیفه خطیری را برای تحقق عنوان سال‌جاری بر دوش دارند.

    این بدان معناست که بازار سرمایه می‌تواند سرمایه‌های سرگردان را به بخش‌های مولد و فعال جامعه در حوزه‌های تولیدی هدایت کند. بازار سرمایه می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های مناسب در کاهش تورم، افزایش تولید و بهبود کارایی مدیران نقش اساسی ایفا کند.

    بازار مذکور می‌تواند با جذب سرمایه‌گذاران مختلف با انگیزه‌های متفاوت و در درجه‌های ریسک‌پذیری متعدد مشوقی در سهیم کردن عموم مردم در مالکیت شرکت‌ها باشد ضمن آنکه در شرایط فعلی با توجه به‌وجود ابزارهای متنوع مالی، ‌شرایط برای حضور هر نوع سرمایه‌گذار با هر درجه ریسکی در بازار سرمایه فراهم آمده است.به این ترتیب، ‌این بازار با تکیه بر قوانین، ‌مقررات، شرایط و امکانات مناسب از طریق ایجاد اطمینان در سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی می‌تواند نقش بسیار حیاتی در رشد و توسعه اقتصادی، ‌اجتماعی و فرهنگی و در نهایت تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی داشته باشد.

    در این گذر، ارتباط مستقیم و تأثیر مثبت و معنی‌دار توسعه بازارهای مالی بر رشد و توسعه اقتصادی مبین این مطلب است که بدون داشتن بازارهای مالی سازمان یافته و کارآمد، امکان داشتن اقتصادی توسعه یافته بعید به‌نظر می‌رسد.بنابراین فراهم کردن زمینه وجود بازارهای مالی پویا، رقابتی و کارآمد به‌منظور تجهیز منابع پس‌اندازی و هدایت و تخصیص بهینه آن بین فعالیت‌های متعدد اقتصادی باید جزو مبانی اصولی در هر نظام اقتصادی و در کانون توجه مسئولان و سیاستگذاران قرار گیرد.

    این موضوع در کشور ما که محدودیت و پراکندگی منابع پس‌اندازی و سرمایه‌گذاری از ویژگی‌های بارز آن است باید در جایگاه به‌مراتب مهم‌تری قرار گیرد.با نگاهی به بخش مالی اقتصاد ایران در می‌یابیم که اقتصاد ما هنوز از ضرورت‌ها و مزایای بازارهای مالی مطلوب که پاسخگوی نیازهای واقعی اقتصادی و از جمله اهداف سیاست‌های آزادسازی، ‌خصوصی‌سازی‌، ‌تعادل و توسعه باشد، محروم است و از این بابت تأثیرات نامطلوب و بازدارنده بسیاری بر فرایند رشد و توسعه بخش‌های مختلف اقتصادی که تأثیر مستقیم بر تولید ملی، ‌حمایت از کار و سرمایه ایرانی دارد، ‌تحمیل شده است.

    ناگفته نماند که در برخی بخش‌های مالی بنگاه‌های اقتصادی کشور تحولات مالی بسیار مطلوبی هم‌اکنون رخ داده است.بازار سرمایه ایران در حال حاضر توانسته است با ایجاد تنوع در ابزارهای مالی در بازار اوراق بهادار، ‌کاستی‌های این بازار را کاهش دهد و حرکت به سمت توسعه یافتگی کشور را با ایجاد توسعه ابزارهای نوین مالی در جهت تجهیز، تنظیم و هدایت منابع مالی به بورس فراهم آورد.امید است تا با تقویت و تنوع بیش از پیش فعالیت‌ها و ابزارهای مالی در بازار سرمایه کشور توسط متولیان امر، بازار یاد شده نیز نقش پر اهمیت خود در حمایت از تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی را نه تنها در سال‌جاری بلکه به‌صورت همیشگی ایفا کند.

    * کارشناس ارشد بازار مالی

    منبع:http://hamshahrionline.ir





     

    یک شنبه 20 فروردین 1391 

    سخنراني ماهاتيرمحمد در ايران(21شهریور 86)دنیای اقتصاد

    نگاهي بر توسعه مالزي

    يكي از چيز‌هايي كه ما وضع كرديم تعامل نزديك دولت و بخش‌خصوصي بود.

    اين تعامل به شما اين توانايي را مي‌دهد كه تجارت خيلي راحت انجام بشود و سود آن نيز از طريق ماليات به دولت برگردد.

    چندي پيش وزارت تعاون ميزبان دكتر ماهاتيرمحمد نخست‌وزير اسبق مالزي بود. وي در زمان رياست خود، فعاليت‌هايي را براي تحقق توسعه‌ كشور خود انجام داد و نقش بسزايي در اجرايي كردن برنامه 2020 مالزي داشت و از سوي ديگر پروژه‌هايي را براي فقرزدايي و اشتغال عمومي از طريق تثبيت مالكيت و گسترش آن به انجام رساند. سخنراني ذيل، در همايش «چشم‌انداز توسعه» در ايران توسط وي انجام شده است.

    وزير محترم تعاون و جناب آقاي بختياري استاندار محترم و اعضاي هيات علمي و دانشگاهيان:

    مي‌خواهم از وزارت تعاون تشكر كنم به خاطر دعوت من و فرصتي كه فراهم كردند تا در اين جلسه با جوامع مختلف اصفهان تعامل داشته باشيم و از همديگر چيز ياد بگيريم. ديروز من بازديدي از شهر اصفهان داشتم و آنچه در اين شهر ديدم به من اين شجاعت را مي‌دهد كه باور داشته باشيم كه در كشورهاي اسلامي به خصوص ايران مي‌توانيم به گذشته پر افتخارمان بازگرديم. چيزي كه اينجا ديدم بيش از چيزي است كه در كشور خودم مي‌توانم ببينم، مخصوصا زماني كه در سال 1957 استقلال كسب كرديم. وقتي ما مستقل شديم مالزي كشور تقريبا فقيري بود و درآمد سرانه 200 دلاري داشت، ما فقط صادرات لاستيك و قلع داشتيم و رشد ما در واقع متوقف بود. ما اين شانس‌ را داشتيم كه كشور ما ثبات سياسي داشت و اين به‌رغم آن بود كه مردم مالزي از سه گروه مختلف با يك فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشكيل شده‌اند. ما در مالزي ماليسي‌ها را داريم كه طبق تعريف مسلمانند، تعداد بسيار زيادي چيني داريم كه دينشان بودايي است و همچنين هندي‌ها كه اكثرا هندو هستند، به علاوه شمار زيادي از ساكنان كه مسيحي هستند. به‌نظر مي‌رسد تلفيق اين قوميت‌ها نبايد داراي ثبات باشد اما خوشبختانه اولين نخست‌وزير به‌گونه‌اي توانست اين موافقت را به‌وجود بياورد، او ثروت و دارايي را ميان همه مردم تقسيم كرد و توانست از اين طريق ثباتي خاص در مالزي پديد آورد. ما البته يك كشور دموكراتيك هستيم كه بايد خودمان را به قوانين و مقررات محدود كنيم، به همين دليل ما تضاد و منافع زيادي نداريم به‌جز سال 1969 كه مقداري مخالفت‌هاي قومي داشتيم و از آن واقعه درس‌هايي گرفتيم. در آن واقعه حدود 200 نفر كشته شدند و اموال زيادي از بين رفت.

    ما از خودمان سوال كرديم اصلا چه فايده‌اي داشت اين تضادها؟ تصميم گرفتيم به توافق اوليه خودمان يعني تقسيم همه چيز بين مردم و گروه‌هاي مختلف بازگرديم و تعامل كنيم كه در اين صورت است كه رشد مالزي بيش از گذشته خواهد شد . ما در واقع يك دولت ملي داريم و هدفمان خدمت بيشتر و بهتر به مردم و كشور است. براي اين منظور بايد به‌گونه‌اي بتوانيم از دارايي‌هاي خودمان استفاده و براساس داشته‌هايمان رشد كنيم.تصميم گرفتيم صنعتي بشويم اما اين صنعتي شدن چگونه بود، وقتي كه ما تكنولوژي و دانش فني و بازار را نداشتيم. اگر بخواهيم صنعتي بشويم بايد درهاي كشور را روي خارجي‌ها باز كنيم تا آنان در صنايع توليدي كشور ما سرمايه‌گذاري كنند. در واقع هدف، آوردن صنعت به مالزي بود براي توليد و كار. بنابر اين علاقه‌اي نداشتيم كه سرمايه‌گذاران ماليات بدهند و اين فضاي مطلوب سرمايه‌گذاران براي آن بود كه سياست ماليات تاجرپسند ايجاد كنيم، آنها نيز علاقه‌مند شدند. اين اقدام زماني انجام شد كه كشور ما به‌تازگي مستقل شده بود و مي‌خواست از شر خارجي‌ها خلاص شود و صنايع را ملي كند. در عين‌حال اين استقبال خارجي‌ها ما را نگران كرد كه شايد آنان اقتصاد ما را بي‌ثبات كنند. ما در اين زمان برعكس ملي كردن صنايع و شركت‌ها حدود 60درصد سهام شركت‌هاي ثبت شده را به خارجي‌ها واگذار كرديم و به آنها گفتيم كه بايد كاري كنند كه ما قادر به انجام آن نبوديم. در واقع آنان بايد صنعت توليد كار را پايه‌گذاري مي‌كردند كه پذيرفتند. در حال حاضر مالزي نيازمند نيروي كار خارجي است. از 27ميليون جمعيت مالزي حدود دو ميليون نفر كارگران خارجي هستند و نيازمان هم تا حدودي تامين است. با ورود صنايع جديد، آموزش آن نيز آغاز شد.



    ادامه مطلب


     

     

    كار و موضوعات مربوط به آن، داراي ابعادي است كه هركدام در جاي خود دامنه‌اي وسيع دارد.  در عصر كنوني جنبه‌هاي گوناگوني با موضوعات بسيار گسترده و پيچيده كه براي هركدام تدبيري و انديشه‌اي لازم است، پديد مي‌آيند.در فرهنگ اسلامي، كار و تلاش چون مجاهدت در راه خدا، مقدس و ارزنده است و بر آن در آيات و روايات تأكيد و سفارش شده است.

     كار به‌عنوان سرمايه عظيم و اثرگذار، از عوامل مهم براي تربيت انسان‌هاست. استاد شهيد مطهري در كتاب تعليم و تربيت در اسلام مي‌فرمايد: «كار در عين اينكه معلول فكر، روح، خيال و جسم آدمي است، سازنده خيال، عقل، فكر و جسم است و به‌طور كلي سازنده و تربيت‌كننده انسان است.» در هر صورت بايد پذيرفت كه براي معرفي تأثيرات اقتصادي و فرهنگي كار در بعد اجتماعي نيازمند فعاليت بيشتر هستيم. بازشناسي و بازتعريف ابعاد گوناگون اجتماعي كار بيش از پيش بايد صورت گيرد.

     فرهنگ كار حلقه گمشده‌اي است كه مي‌تواند عهده‌دار اين مسئوليت باشد. فرهنگ كار در تلاش است تا بتواند تجلي‌بخش فكري و رفتاري يك جامعه در مورد كار باشد.دلبستگي، احترام و اعتقاد و ايمان به كار را احيا كند و در بهترين حالت بتواند با همراهي مجموعه عواملي، انسان را به كار سوق دهد و براي او انگيزه و تمايل و عشق به كار ايجاد كند.

     نقش فرهنگ كار در اعتلاي حيات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه، ما را بر آن مي‌دارد تا براي بالا بردن آن از هيچ سعي و كوششي دريغ نكنيم و براي اشاعه و ترويج فرهنگ كار، به‌عنوان يك ضرورت اعتقادي و ملي، خود و ديگران را دعوت به همكاري كنيم. برخي تصور مي‌كنند فرهنگ كار در يك محيط اداري و يا صنعتي و يا در محيط‌هاي كار معنا پيدا مي‌كند و اين محيط‌ها امكان و زمينه‌اي براي زمينه رشد و شكوفايي فرهنگ كار است.

     اين‌چنين تفكري اگر به كلي اشتباه نباشد ناقص است.بدون ترديد در رابطه با توسعه فرهنگ كار، عواملي چون «مديريت، كارشناسي پرسنلي، ضوابط و قوانين كار و عوامل ديگري» اثر‌گذار خواهد بود اما نبايد از عناصر و يا مجموعه‌هاي ديگر قبل از دوران شغلي، غافل بمانيم.توجه به مقوله مهم فرهنگ كار، با برخورداري از دخالت و نظارت نهادهاي ديگري چون خانواده نيازمند مديريت است. نهاد خانواده از اركاني است كه در ساخت و پرورش شخصيت فرد نقش اساسي ايفا مي‌كند.در اين مورد مي‌توان نحوه شكل‌گيري شخصيت فرد را در ارتباط با كار و تلاش جست‌وجو كرد. از اين‌رو نقش مديريتي پدران و مادران با برخوردهاي صحيح مي‌تواند در تقويت فرهنگ كار نقش بسزايي داشته باشد.تشويق فرزندان به كار و تلاش، خلاقيت و نوآوري، استقلال و تعاون و... مقدمه‌اي براي آشنايي و ورود به بازار كار و روابط اجتماعي است.

     نهاد ديگري كه از آن به‌عنوان تأثيرگذار در معرفي فرهنگ كار مي‌توان نام برد، محيط‌هاي آموزشي (مدرسه، دبيرستان، دانشگاه) است. اقداماتي كه حتي شروع آن مي‌تواند از مهد كودك باشد، آشنايي با مقوله كار و خلاقيت، برانگيختن حس كنجكاوي در ميان كودكان و نوجوانان، امري بديهي و ضروري است. ترويج و توسعه فرهنگ كار، بسيج عمومي و مردمي و تحريك جامعه به سوي رشد و بالندگي، تلاش و همت، دوري از سستي و تنبلي، با همكاري و همدلي همه افراد نيز از ديگر عوامل تأثيرگذار در اين زمينه است.

     از نظر افكار عمومي، بيكاري، سستي و كاهلي در ميان افراد جامعه بايد به‌عنوان يك آفت اجتماعي تلقي شود و همگان براي مقابله با معضل بيكاري بسيج شده و براي ارتقاء سطح فرهنگ كار همت گمارند. عامل مؤثر ديگر در جهت رشد و شكوفايي فرهنگ كار، تلاش و برنامه‌ريزي مسئولان است.قوانين و ضوابط، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل، لوايح و... بايد بستري مناسب براي دستيابي آسان به كار باشد. مسئولان بايد افراد جامعه را با برنامه‌ريزي دقيق و منسجم به كوشش و فعاليت هدايت كنند و باعث از ميان برداشتن موانع و عوامل بازدارنده شوند. در بعد ديگر، اهالي فرهنگ و هنر و رسانه‌ها، سهم بسزايي در فراگير شدن مقوله كار و فرهنگ كار در سطح جامعه دارند. خلق آثار فرهنگي، هنري، اطلاع‌رساني و تبليغات و برنامه‌سازي از مجموعه فعاليت‌هايي است كه مي‌تواند در جهت نهادينه كردن فرهنگ كار مفيد واقع شود.

     بهره‌وري نيروي كار، يكي ديگر از مهم‌ترين عوامل توسعه در جهت رشد و تقويت فرهنگ كار است. نيروي كار در هر سازمان و تشكيلاتي و يا هر واحد صنعتي و يا توليدي و... به‌عنوان عاملي مهم با استفاده از تعهد و تخصص و به‌كارگيري صحيح و شايسته مهارت خود، اهميت و نقش نيروي انساني را در محيط‌هاي شغلي آشكار مي‌سازد.درمجموع مي‌توان گفت كه براي بالا بردن سطح فرهنگ كار در ميان اقشار جامعه همگان عهده‌دار مسئوليت معرفي ارزش و قداست كار هستند. مردم و مسئولان هركدام به سهم خود معرف و مبلغ فرهنگ كارند. به جرأت مي‌توان گفت ايجاد و تقويت روحيه كارآفريني؛ تشويق و ترغيب جوانان به مقوله كار و تلاش، خلاقيت و ابتكار، تعاون و همكاري، نوآوري و... از وظايف مهم و اساسي خانواده و آموزش و پرورش به‌شمار مي‌آيد.از اين‌رو براي پاسخگويي به اين مسئوليت نيازمند برنامه‌ريزي دقيق هستيم.

    ماخذ:روزنامه همشهري





     




    ( کل صفحات : 45 )       30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >   


    پيوندها
 
 
بالاي صفحه